اسكندر بيگ تركمان

905

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

و دليرانه بمدافعه آن گروه انبوه كه بقلعه گيرى شهره جهانند ميپرداختند و بنيروى دولت قاهره خوف و تزلزل كه در حال قلعه داران روزگار مىباشد از آن طايفه زايل گشته آسوده حال بدفع دشمنان قيام داشتند روزى روميان جمعيتى عظيم نموده از جانب دروازهء كه دو سه برج بضرب سنگهاى توپ و گلوله و بادليج انهدام پذيرفته بود بجانب قلعه دويدند [ 638 ] توپچيان و تفنگچيان قدر انداز قلعه‌دار كه اگر فى المثل چشم مور را نشانه سازند بيشايبهء تكليف و اغراق تير مرادشان بر هدف مقصود راست آمده خطا نمىافتد گلوله ضربزن و تفنك بر مثال تگرگ آتشين كه از كره اثير بارد بر آن گروه ريختند هر چند بيرونيان هجوم آورده بپاى سعى دويدند دست اميدشان بخاكريز مقصد نرسيد جمعى كثير از روميه بضرب تير و تفنك شجعان قلعه بر خاك هلاك افتادند و كارى نساخته خايب و خاسر بازگشتند حضرت اعلى شاهى ظل اللهى احتياط ورزيده موازى يكهزار نفر تفنگچى قدر انداز از تفنگچيان ركاب اقدس همايون جدا كرده از طرف كنه‌گير كه بحسن اهتمام سفره‌چى باشى و رفقا از شر اعداء مصون بود فرستادند كه در كمين فرصت نشسته در هنگام مجال خود را بقلعه اندازند و آن شير مردان به مقصد شتافته عيار صفت شب بقلعه فرستاده امير گونه خان را از عزيمت خود خبر دادند و آن صبح تاريك دروازهء شمالى كنه‌گير را گشوده و تفنگچيان چون برق لامع خود را بقلعه انداختند نقارهء شادمانى بنوازش درآوردند فى الواقع اگر بديدهء انصاف بين نگرند يكهزار كس يراقدار از ميانه چندين هزار دشمن خونخوار گذشته بسلامت خود را بقلعه رسانيدن اعظم دستبردهاى دليرانه است . القصه بيرونيان ازين دليرى خبردار گشته بيشتر از پيشتر در توپ انداختن و سيبه‌ها پيش بردن اهتمام عظيم مينمودند از مؤيدات اقبال كه قرين حال عساكر ظفر مآل گرديد يكى آنست كه روزى ينكچرى آقاسى و تركجه بيلمز با چند نفر از پادشاهان كه زياده از ديگران در قلعه گيرى غلو داشتند بتوپخانه آمده در توپ انداختن سعى مينمودند . از تقديرات ربانى و قضاى آسمانى توپى از قلعه بتوپخانه روميان انداختند گلولهء توپ بر ينكچرى آقاسى خورد و ازو گذشته بتركجه بيلمز و ازو به ديگرى رسيده چند كس خوب معتبر نامى ضايع شدند و گروهى كه خاك پيش ميآوردند بخندق رسانيده خندق را انباشته كردند . اما غازيان قاجار و ساير دلاوران قلعه دار چون شير خشمناك از قلعه بيرون دويده بر آن مخاذيل حمله آورده از پشت خاك و سيبه‌ها بعضى را سر بريده و بعضى را زنده گرفته بقية السيف را پراكنده كرده تفنگ و يراق بسيار بدست آورده رو سفيدانه بقلعه ميآمدند و همه روزه بين الجانبين جنگ و جدال وقوع يافته محصوران را جلادت و دليرى و بيرونيان را يأس و نااميدى مىافزود چند نفر از روميه كه مبارزان جنود اقبال زيانگيرى كرده به نظر اشرف درآورده بودند متفق اللفظ خبر دادند كه چنين قرار يافته كه در فلان روز جنگ سلطانى انداخته از رخنه‌هائى كه بضرب توپ در چند برج پديد آمده يورش بقلعه نمايند حضرت اعلى فى الفور يكى از غازيان عيار پيشه جلادت انديشه بر قلعه فرستاده اهل قلعه را خبر كردند كه در آن روز غافل نبوده مردانه باشند و با امراء عظام نيز اخبار نمودند كه در آن روز از محل اقامت در حركت آمده صداى كور كه كوس از همه طرف بلند گردانند . القصه در روز معهود روميان چون مور و ملخ بپاى قلعه شتافته توپها انداخته يورش آغاز نهادند محصوران نيز توكل بر حفظ و حمايت حضرت رب العباد نموده دست بتير و تفنگ گشادند از صباح تا